شما هنوز عضو یا وارد سایت نشده اید. عضویت / ورود 



دانلود کتاب مبلمان شهری
زمان کنونی: 16-11-2019، 05:23 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: riazat
آخرین ارسال: riazat
پاسخ 1
بازدید 100
محبوب کنید:

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دانلود کتاب مبلمان شهری
#1
جهت دانلود این کتاب 298 صفحه ای روی لینک زیر کلیک کنید:


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


اگر نرم افزار کپینا را روی رایانه نصب دارید فقط فایل پیوست انتهای پست را دانلود کنید و نیاز به دانلود ازلینک بالا ندارید.


[عکس: MOBLEMAN-SHAHRI-2.jpg]


[عکس: MOBLEMAN-SHAHRI-1.jpg]








قسمتی از متن کتاب :


فصل اول:
فضا، منظر و مبلمان شهری

اگرمیخواهید احترام مدیران شهری را نسبت به مردم بسنجید، 
به مبلمان آن شهرنگاهی بیاندازید.(ضرب المثل انگلیسی)
1-1-مقدمه
شهر یک اثر هنری بزرگ است که آفرینندگانی به وسعت خود و به تعداد جمعیتش دارد. هدف غایی یک شهر ایجاد محیطی دلنشین و راحت برای مردمی است که در آن زندگی می کنند(زنگی آبادی و تبریزی، 1386:ص476). این در حالی است که رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و نقشه گیری مقیاس های جدیدی از رشد شهری در طی چند دهه اخیر موجب شده است که شهر و شهرسازی معاصر با چالش های نوینی مواجه گردد. به دلیل گستردگی ابعاد و تغییر در ماهیت مسائل شهری و پیچیدگی این مسائل جامع نگری و توجه به ابعاد و جنبه های مختلف مسئله به منظور حل پایدار آنها را اجتناب ناپذیر ساخته است(حاجی پور، 1385:ص38). در حقیقت شهر به عنوان واقعیتی جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و جامعه شناختی در هر دوره ای از رشد و تحول خود از هر یک از عوامل طبیعی و انسانی تاثیر پذیرفته و برهر کدام از آنها تاثیر گذاشته است. پیچیدگی هر یک از این عوامل خود موجد پیچیدگی شهر به عنوان تبلور فضایی آن ها بوده است. مطمئناً سازمان دادن و نظم بخشیدن به شهر و چگونگی رشد و تحول آن نیازمند موضوع شناسی شهر و مسائل شهری و سپس برنامه ریزی برای آن می باشد( ساتکلیف ، 1980 ص 214 ). در این  راستا لازم به ذکر است که شهر در طول زمان قد مي كشد، رشد مي كند، عاقل مي شود و در كنش متقابل با شهروندان قرار مي گيرد چهره شهر آئينه چهره شهروندان است. شهر زنده و پر تحرك و چابك و با نشاط حاصل انديشه هاي حضور پر نشاط شهروندان است. و در مقابل، شهر از نفس افتاده و پر درد، مبتلا به جريان آلوده روح بيمار ساكنان خود است. در واقع مي توان گفت كه شهر زاده انديشه هاي نيك و بدي است كه در منظومه حيات ساكنان شكل مي گيرد. انگاره هاي نيك و بدي است كه در منظومه حيات ساكنان شكل مي گيرد. انگاره هاي نيك بشري به پويايي و سر زندگي و سلامت، و بد انگاري به سستي و رخسار رنجور شهر مي‌انجامد. از اين روست كه ريشه هاي زشتي و نازيبايي و بي اساس بودن شهر را بايد در انديشه و انگاره هاي سكونتي آدم جستجو كرد(مال عزیزی،1387،ص6 ). داشتن شهر زیبا، نهايت آرزوی هر جامعه مدرنی است. شهر خلاق فضايي است که در آن فعاليت¬هاي نو رخ می¬دهد. انسان در برخورد با جهان خارج ، تابع ارزش هاي زيباشناختي است؛ به گونه اي که آنچه انسان راتحريک مي کند که به عالم و موضوعات آن توجه کند، همان زيبا شناختي است و چون جهان پديداري، تعيين کننده نظام زيباشناختي جوامع وفرهنگ ماست وارد منظرگرايي جوامع مي شود. انسان هيچ شي و هيچ چيز را بي زيبا شناختي نمي بيند يا حس نمي‌کند(علوی،1386،ص18). بر این اساس دست اندر کاران امور شهری، اعم از مدیران شهر، سازندگان و بخش خصوصی باید با ترویج هنر و مهیا ساختن آموزش، زندگی ساکنان شهرها را بهبود بخشند( 1914- 1815 : 1976Lees, ). چرا که دیدن عنصر آشنا و نشانه هایی که شخص بتواند از طریق آنها خاطره ای را در ذهن نگه دارد، مسیر خود را پیدا کند و از حضور در مسیر درست اطمینان بیابد و حسن هویت و انتظار کند، کمک بزرگی برای ناظر است(حسینیون،  1382:ص2). معضلی که تمام شهرهای زیبا با درجات متفاوت در زمان حاضر با آن مواجه اند: ضرورت حفظ گذشته و در عین تداوم بخشیدن به ساختن آینده، یعنی ضرورت آشتی دادن توسعه، و فرهنگ است. پس بی ربط نیست که ادموند بیکن از شهر به عنوان هنر مردم یاد می کند و آن را تجربه ای مشترک با خلق خاطرات جمعی بر می شمارد (حبیب،1384:صص57-56 ) 
در این میان یکی از مهمتر  عوامل تاثیر گذار در هویت بخشی و در عین حال زیباسازی شهر عناصر مبلمان شهری است که می تواند نقش موثری در این زمینه ایفا نماید. در حال حاضر اکثر سازمان‌ها و مراکز دست اندرکار کشور، برنامه ريزی و مکان يابیصحیح مبلمان شهری را به عنوان يک راهبرد قطعی برای ايجاد محيطی پايدار، مناسب و منطبق بر شرايط بومی تلقی نمی کنند و با عدم برنامه ريزی يا برنامه ريزی ناقص و غير استاندارد در اين زمينه، به هرج و مرج بصری و عدم کارآيي اين عناصر در محيط‌هاي شهری دامن مي‌زنند. از طرف ديگر مبلمان موجود نيز به دليل مشکلات فرهنگی (تخريب گرايي) و عدم رسيدگی دايمی و مديريت نامناسب، کاربران را با مشکلات عديده‌اي روبرو ساخته‌اند.(زنگي آبادي و تبريزي،1386:ص46).
در زندگی شهری امروزی، به ندرت می توان کسی را یافت که به طریقی با مبلمان شهری سروکار نداشته باشد، سرپناه، ایستگاه اتوبوس، باجه بلیط فروشی، نیمکت پارکی یا تابلوی راهنمایی و رانندگی، فرقی نمی کند در هر حال با یک یا چند گروه از آنها ارتباط داریم. مبلمان شهری بخش زیادی از از فعالیت در شهر را سامان می دهد و باعث بالا رفتن کیفیت استفاده شهروندان از خیابان، میدان، پارک و عرصه های دیگر می شود(مرتضایی، 1382:ص13). عناصر مبلمان شهری، سرمایه ی شهروندان محسوب می شوند. بنابراین انتظار می‌رود تا در طول عمر مفیدشان عملکرد قابل قبول داشته باشند(پورابوطالب، 1385:ص8). در فصل حاضر نویسندگان سعی کرده اند. تا ضمن  بیان ضرورت زیبایی و زیبا شناختی در برنامه ریزی شهری، ساختار و محیط شهری   فضا و منظر شهری، برنامه ریزی منظر شهری و در نهایت به ارتباط چالشها و مشکلات مبلمان شهری و برنامه ریزی و سازماندهی فضا و منظر شهری بیپردازند که در ادامه به این موارد پرداخته شده است.



1. Lees



1-2- ضرورت زیباشناختی در برنامه ریزی شهری
اصطلاح زيبايي شناسي يا استه تيك (Astahetics) از يك واژه يوناني گرفته شده كه ادراك حسي معنا مي دهد. در قرن هيجدهم ميلادي الكساندر بومگارتن اين واژه را در مفهوم ادراك و ارزيابي زيبايي به كار برد. اين اصطلاح جديد از ميانه قرن نوزدهم به بعد در ميان مردم انگليسي زبان رواج عام پيدا كرد. در برخي از جريانهاي فلسفي نوين اين گرايش وجود دارد كه اصطلاح زيبايي به كار مي برد و از جمله به ماهيت، جاذبه و ساير كيفيات زيبايي در يك برداشت جامع نظر دارد( ويتيك ، 1385،ص29 ). واژه ی زیبایی شناسی را در سال 1750 الکساندر بام گارتن برای بیان مفهوم سلیقه در هنرهای زیبا ابداع کرد ( لیلیان و همکاران، 1388:ص 50). به نظر وی نظریه پردازی درباره هنر و زیبایی از زمان افلاطون و ارسطو وجود داشته است. اما تقریباً در اواسط قرن نوزدهم است که «زیبا شناسی» به عنوان حوزه جدیدی در فلسفه مورد توجه قرار می گیرد(بووی، 1386:ص 80).  
 مفهوم زیبایی عبارت از تطابق یا قرابت وضعیت موجود ادراک شده با ایده آل های ذهنی و روانی ماست که سبب انبساط خاطر و لذت می شود از آنجا که ایده آل ها و ارزشهای هر فرد یا جمع با دیگر افراد و جماعات متفاوت است، زیبایی نیز مقوله ای مطلق و ثابت نیست و وابسته به فرهنگ هر جامعه و گروه است و در طول زمان تغییر می کند( طباطبایی،1385،صص 68ـ67 ).
 بررسی ماهیت و کارکردهای زیبایی در عرصه های مختلف موضوع دانش زیبا شناسی یا استه تیک (Aesthetics ) است که خود به شاخه های گوناگون مثل فلسفه زیبایی، روان شناسی زیبایی، روانشناسی محیطی، فلسفه هنر، تاریخ هنر، نقد هنری و غیره تقسیم می شود. از دیدگاه جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی، شهر پیچیده ترین سکونتگاه انسانی است که در آن وسیع ترین روابط انسان، محیطی(رابطه انسان با طبیعت، با شهر و با شهروندان) شکل می گیرد. بنابراین شهر به عنوان بستر و محیط زندگی انسان باید علاوه بر تامین نیازهای زیستی و مادی مردم بتواند هر چه بیشتر به نیازهای اجتماعی و روانی مادی مردم بپردازد میتوان انسان – محیطی مردم را به سه مقوله ی اصلی یعنی ادراک فضایی، احساس تعلق و احساس زیبایی تقسیم کرد(مهدی زاده،1385،ص 9 ). با مطالعه‌ی زمینه تاریخی زیبایی، روشن می شود که تا قبل ازآغاز عصر جدید، یعنی تا پیش از قرن هفده میلادی، موضوعی به نام زیبایی به طور مستقل وجود نداشته است. کمال حقیقت و رسیدن به حداکثر توان و کارآیی هر چیز بوده است که با رسیدن به این خواسته، زیبایی به عنوان یکی از صفات پدیده ی کمال یافته خود به خود بروز می کرده است.

1. Astahetics



ولی پس از قرن هفدهم که موضوع هنر، هنرمند و خلاقیت در نظام فردگرای جامعه ی غربی مطرح شده، زیبایی نیز به طور مستقل و منفک از پدیده ها مطرح می شود و نظریات بسیار متفاوت و گاه متضادی درباره ی آن ارائه می گردد( طاهباز، 1377: ص76-75 ). در حقیقت از این زمان مفهوم زیباشناسی بیشتر جنبه روان شناسانه به خود گرفت و زیبایی در ارتباط با ناظر دیده شد. به این ترتیب زیبا شناختی در قرن بیستم به صورت فلسفه و دانش تمامی نمودهای زیبایی مطرح شد(گروتر، 1383:ص 94).
تعاریف گوناگونی از زیبایی ارائه شده است افلاطون زیبایی را هماهنگی اجزاء با کل می داند (مطهری، 1376:ص 97). علامه جعفری می گوید زیبایی مجموعه ای نگارین است که هریک از اجزاء آن کمال وجود خود را بدون تزاحم با اجزاء دیگر نمودار می سازد(جعفری، 1369: ص 160). گاستالا زیبایی را بیان آنچه ناگفتنی است و کشف آنچه کشف نشدنی است معرفی می کند(طاهباز، 1377: ص 78). اولین گروهی که با دیدگاه علمی و روان شناسی به بررسی عوامل مؤثر در ادراک زیبایی فرمال یا زیبایی صوری پرداخته اند، روان شناسان گشتالت هستند و نظریه آنها به نام نظریه ی گشتالت معروف است. حاصل نظریه ی این مکتب در ادراک نقشه چنین است که یک نقشه سازمان، نقشه ای است که نمی توان آن را مانند مجموعه ای از عناصر کنار هم قرار گرفته دانست، زیرا دارای کیفیتی است که در هیچ کدام از عناصر تشکیل دهنده آن وجود ندارد و تغییر در یکی از این عناصر کافی است که نقشه کلی آن را تغییر دهد(لیلیان و همکاران، 1388:ص 52 ).
به طورکلی، مکاتب نوکانتی آلمان علاقه چندانی به بررسی پرسش های زیبایی شناختی نداشته اند و نزد این مکاتب، هنر و زیبایی عمدتاً دارای جایگاهی درجه دوم نسبت به معرفت شناسی و اخلاق بوده است. در این میان، ارنست کاسیرر (1945 -1874 ) عالم کانتی و گئورگ لوکاچ جوان (1971-1885 ) که آموزش فلسفی خود را تحت تأثیر نوکانت گرایی آغاز کرد. دو استثنای برجسته هستند که به مباحث زیبایی شناسی علاقمند می باشند( کاسیرر، 1386:ص 14).
کاسیرر برخلاف دیدگاه‌های پوزتیویستی زیبایی شناسی که می کوشیدند حس زیبایی و هنر را به واکنش‌های روان شناختی تقلیل دهند (این دیدگاه در سال های نزدیک به اواخر قرن نوزدهم در آثار هلمهولتز، فیشنر و دیگران مطرح شد.)، بر بی نظیر بودن تجربه ی زیبایی شناختی و این ایده که نمی توان براساس تحقیق علمی به توضیح و شرح چنین تجربه ای پرداخت، تأکید می کند. تأکید کاسیرر بر استقلال هنر از علم و اخلاق درنهایت این نتیجه را نیز در پی خواهد داشت که علم و اخلاق نمی توانند، آن گونه که نیچه می خواست، به عمل زیبایی شناختی تقلیل یابند. نه علم و هنر نمی توانند دیگری را درذیل خود بگنجانند و نه اخلاق و هنر قادرند یکدیگر را در ذیل هم قرار دهند( کاسیرر، 1386:ص 14).
زیبایی شناختی اغلب خوشایند و مطلوب است این تصور که همه تجارب زیبایی شناختی است مبتنی بر این نظر است که تجربه ادراک است. عمیق ترین ادراکات ما تجارب زیبایی شناختی کیفی ماست. زیبایی شناسان و دیگران تجربه زیبایی شناختی کیفی را «تجربه زیبایی شناختی» یا«تجربه ای زیبایی شناختی» می‌نامند (علیا، 1383:ص 35).
زیبایی جاذبه ای است ازلی، که هنر پل ارتباط بین آن و انسان است درک زیبایی و موهبتی است الهی و پایگاهی ذهنی که به عینیت می‌انجامد و هنر بدون آن کالبدی است بی روح و خالی از جاذبه می‌باشد(لیلیان و همکاران، 1388:ص50).
اگر بتوان ميان زيبايي شناسي معماري و زيبايي شناسي برنامه ريز ي شهري تمايز قايل شد، شايد بتوان گفت كه موضوع معماري عبارت است از بناها و مجموعه هاي ساختماني و ابعاد محسوس دروني و بيروني آنها و موضوع طراحي شهري، در متن برنامه ريزي شهري، به طور عمده عبارت است از فضاهاي حركت مردم و وسايل نقليه كه بين مجموعه هاي بزرگ ساختماني قرار گرفته است. از ديدگاه بصري، طراحي شهري، در درجه اول طراحي فضاها محسوب مي شود تجربه زيبايي شناختي در معماري، به طور عمده، بر روابط انتزاعي شكل ها، تعريف فضا و عناصري كه آنها را خوشايند و لذت بخش مي سازد مثل ضرباهنگ (ريتم). رنگ و سايه روشن استوار است. احساس زيبايي شناختي در عرصه طراحي و سيماي شهر، نيز به همين گونه است. ولي بيشتر بر روي فضا، كه در اينجا خصلتي گسترده تر دارد، تاكيد مي ورزد( ويتيك، 1385:ص31).
اگرچه ارزش های مربوط به زیبایی شناسی در بین فرهنگ ها و جوامع گوناگون متفاوت است. در حقیقت تجربه زیبایی شناسی به درک و آگاهی مردم از فضاهای شهری نیاز دارد. با این حال وقتی سخن از کیفیت محیط و زیبایی شناسی محیط به میان می آید، توجه و تاکید اصلی همچنان بر روی ساخت و نقشه کالبدی است. موضوعی بیش از همه در مطالعات مربوط به کیفیت محیط مدنظر قرار می‌گیرد همان ساخت شهر و خوانایی نقشه آن است. این مطالعات عناصر و عواملی نظیر هویت، خصوصیات و مشخصات محله ای، گویایی و وضوح الگوی خیابان ها و دیگر فضاهای شهری را در بر می گیرد(کرد وعسکری، 1385:ص 388).

1-3- زیبایی و ساختار محیط شهری
شهرها تداعی کننده ی جان انسان هستند که شخصیت انسانی را با خود درگیر می‌کنند. تعریف شهر در اندازه ی جمعیت یا تراکم یا وابستگی به محیط ساخته شده، کافی نیست. بخش انسانی شهرها، جوهره این تعریف است. خیابان های شهر یک مرحله از نمایش این زندگی است که از صحنه خارج شده است( 89، 2000 ,etal Legates). شهرنشینی و توسعه شهری از پدیده های ویژه دوران معاصر است چنانکه قرن گذشته را قرن انقلاب صنعتی، و قرن حاضر را قرن انقلاب شهری می‌نامند. رشد سریع شهری در کشورهای رو به توسعه منقشهات اجتماعی، اقتصادی و

1. etal Legates




 فیزیکی فراوانی پدید آورده است، که از آن جمله اند افزایش فقر در شهرها، دسترسی ناکافی به مسکن و خدمات اصلی شهری، بیگانگی شهروندان از هم، ایجاد زاغه ها و مسکن غیر رسمی، افزایش آلودگی و کاهش فضای سبز در شهرها و نظایر اینها. با افزایش جمعیت و توسعه و گسترش شهرنشینی، انسان ها به تدریج از طبیعت دور شده اند و تراکم بیش از حد جمعیت و دخالت در محیط طبیعی و ایجاد محیطهای انسان ساخت، نیازهای زیست محیطی جسمی و روحی انسان را بیشتر بروز داده است. (محمدی، 1382) زيباسازی، طراحي مناسب و به كارگيري مبلمان شهري متناسب با محيط در بخش هايي از شهر كه به آنها فضاهاي شهري مي گوييم - فضاهايي همچون پارك‌ها، برخي ميادين، پياده‌روها، مراكز تجاري - تأثير زيادي در كيفيت زندگي شهري بر جاي مي‌گذارد. (مرتضایی، 1379:ص48).
"تيبالدز"در بيان جايگاه محيط شهري، از آنها به عنوان يكي از بهترين و ارزشمندترين دستاوردهاي فن شناختي، هنري، فرهنگي و اجتماعي انسانها در طي قرون متمادي ياد مي كند. او همچنين با اسفبار خواندن وضعيت محيط هاي شهري كنوني، ويژگي اصلي آنها را آلودگي ناشي از ترافيك و سروصدا مي داند و از بزرگراه هايي ياد مي كند كه تأثيري ويرانگر بر محيط پيرامون خود مي گذارند. در ادامه توصيه مي نمايد براي‌رفع مشكلات اين فضاها و در نگاه به محيط شهري، كل نگري مدنظر قرار داده ‌شودTibbalds,1992) ).
از ديگر تأكيدات بر محيط شهري، وجود ملاحظات طراحي در زمينه ارتقاي كيفيت اتصالات (خيابانها، رواقها و پياده روها) و مكانها (ميادين، پاركها و پشت بامها) است. زيرا كيفيت مكانها و اتصالات به ايجاد حس امنيت و همينطور حس ارزش دادن به خود و همچنين جزيي از يك جامعة ارزشمند بودن ارتباط پيدا مي كند. كيفيت به زيبايي شناسي يك مكان، شكل و نورپردازي آن، فعاليت هايي كه در آن صورت مي گيرد و مردمي كه در آن مشاركت دارند نيز ربط دارد. دنياي ساخته شده در خلأ وجود ندارد. بر روي پستي و بلنديهايي قرار گرفته كه توسط عواملي چون آب و هوا، زمين شناسي و پوشش گياهي و حيواني يك مكان شكل گرفته است. هدف طراحي بايد به گونه اي تعريف گردد كه كيفيت دنياي ساخته شده را بهبود دهد تا به عنوان يك نظام پايدار بهتر عمل كرده و به نوبه ي خود به غناي تجارب انساني كمك كند(لنگ، 1386:ص14). 




1. Tibbalds
2. Carmona et al







در ارتباط با كيفيت محيط شهري به عنوان بخشي از سنت خلق مكان، تلاش هاي متعددي در جهت شناسايي كيفيت هاي توصيفي مكانهاي شهري موفق و يا شكل خوب شهري وجود داشته است. كارمونا و همكارانش نمونه هايي از نظرات انديشمندان طراحي شهري را جمع بندي و ارائه كرده است كه در اينجا به آنها اشاره مي شود (2003:9Carmona et al,). اين انديشمندان عبارتند از:
1. كوين لينچ، شكل خوب شهر: هفت كيفيت محيط شهري را بيان كرده و سوالهاي اساسي براي او اينها بود: 
- هزينه به دست آوردن درجه خاصي از سرزندگي، معنا و تناسب و دسترسي و يا كنترل چيست؟ 
- چه كساني و چه مقدار از آن را به دست مي آورند؟(لينچ، 1376).
2. يان بنتلي و همكاران، محيطهاي پاسخده: اين گروه دغدغه ايجاد مكاني خوب براي مردم را داشته اند. آنها با طرح هفت اصل، رويكرد گام به گامي را براي دستيابي به كيفيتهاي مورد بحث، مطرح مي‌نمايند (1985Bentley et al).
3. آلن جيكوبز و دانلد اپليارد، به سوي يك بيانيه طراحي شهري: آنها در مقاله خود، 7 هدف كه براي آينده يك محيط شهري خوب ضروري مي دانند را پيشنهاد داده‌اند (Appleyard&Jacobs,1987).
4. فرانسيس تيبالدز، شهرسازي شهروندگرا: او چارچوبي از 10 اصل كه پس از سي سال فعاليت حرفه اي و علمي موفق و نيز مطالعه و بررسي الگوها و نمونه ها به آن دست يافته است، ارائه مي دهد. او اين اصول را شالوده شهرهاي ارزشمند سنتي مي داند و لزوم استفاده از آنها را در طراحي و برنامه ريزي شهرهاي جديد، ضروري بر مي شمارد(1992Tibbalds,).
 به طور کلی در شکل زیر فرآیند کاملی از عوامل و عناصری که در زیبایی محیط شهری  نقش دارند نشان داده شده است. که مبلمان شهری به عنوان عنصر اصلی که با مشارکت سایر عوامل سیستماتیک (شهروندان، شهرداری، شورای اسلامی شهر، و رسانه های جمعی) نهایتاً به شهر ایده‌آل و زیبا تبدیل خواهند شد. به عنوان نمونه مانند بسیاری از کشورهای خارجی تجلی مفهوم مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها را می‌توان در فرایند تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه شهری مثال زد( صرافی و عبدالهی، 1387: ص 130).

 
نمودار 1-1-  فرایند عوامل مبلمان شهری در زیبایی شهر
مآخذ: (زال نژاد، 1389).

1-4- مؤلفه های محیطی
1-4-1- تعریف مفاهیم اساسی مرتبط با مولفه های محیطی
1-4-1-1- معانی محیط و منظرشهری
بعضی بر این باورند که هر محیط و منظری نه تنها از آنچه در برابر چشمانمان قرار دارد، بلکه از آنچه درفکرمان نیز می گذرد، تشکیل شده است و به زبان دیگر نتیجه خاطره ها و برداشت های مردم از این مولفه ها در اشکال ممکن است. در ادبیات موجود، منظر نیز تجلی عنصر یا مجموعه عناصری است که همیشه وجود دارد و نیاز به تغییر نداشته و به راحتی هم تغییرپذیر نیستند، در حالی که منظر شهری تک عنصرها و یا مجموعه عناصری هستند که طی قرنها ساخته شده اندو به جزء مواردی محدود، دوباره هم ساخته می شوند. روند این تغییرات ثابت نبوده و با افزایش سرمایه گذاری در این زمینه فضاها و سکونتگاه های کارآمدتر برای فعالیت روزانه مردم رو به ازدیاد است(طبیبیان، 1378 : 42 ). بنابراین منظر شهری واجد مولفه هایی است که پاسخ به نیازهای شناخته شده به خاطر تغییر است. بدیهی است که تغییر در محیط در برگیرنده سود و زیانی است که جای بحث خود را دارد. ینابراین در محیط های موصوف ما با دو مولفه یکی پایداری و ماندنی و دیگری تغییر پذیر مواجه هستیم.
منظر دارای معنی و این معنی ناشی از ابتکار انسان هاست، مع الوصوف اهمیت منظر به شناخت و یا تخیل از معیارهای انسانی وابسته است. اهمیت و اعتبار منظر در آن نهفته و یافتن آن چه به ارث برده یا به او نسبت داده می شود، می تواند موضوع تحقیق و جستجو در گذشته و تبیین آینده باشد. ابعاد و اندازه منظر متفاوت و میتواند به کوچکی یک باغچه و یا به وسعت یک سیاره باشد. اجزاء یک منظر هم یک کل است و هم بخشی ازیک مجموعه بزرگتر و بیشتر (alexander, 1965: 59).

1-4-1-2- مفاهیم محیط و منظرشهری
محیط و منظر بیان لحظه ای هزاران عامل بوم شناختی و فرهنگی و فن شناختی به شمار می رود. حالات موجود در محیط چه طراحی و چه غیرطراحی شده، مظاهری از عوامل محیط هستند که در تعیین ساختار شکلی محیط و منظر نقش داشته اند و مردم آن ها را تجربه می کنند. نحوه پاسخگویی شکل طراحی شده و فرایندهای محیط و منظر بر مفهومی که محیط و منظر بیان می کنند، تاثیر می گذارد)قرائی و همکاران، 1389 : 20 ). در طرح های کل گرایانه این تاثیرات هم آهنگ بوده و فضاهای ناشی از آن طرح ها برای استفاده کنندگان به این نکته اشاره «شهر یک درخت نیست» متفاوت، مفاهیم متفاوتی را در بر دارد. کریستوفر الکساندر در کتاب داشت. به نظر وی طراحی محیط و منظر به مثابه آن نوع از معماری است که اجزاء آن به صورتی سیستمی با هم عمل می کنند و با کمک طراحی میزان تاثیر آن ها بر یکدیگر بیشتر می شود. کالن در این مورد چنین اظهار او معتقد است که رد ترکیب چندین ساختمان با یکدیگر « تک ساختمان یک تجربه معماری است » نظر می کند از یک هنر غیرمعماری استفاده شده است در جمع کردن چندین ساختمان به دور هم چندین واقعه شروع به بروز می کند که در مورد یک ساختمان چنین رویدادی مطرح نیست. جستجو در مورد این رویدادها نقطه عطفی در طراحی فضا های شهری به شمار می روند(طبیبیان، 1381 : 39).
1-4-1-3-  قرائت مفاهیم محیط و منظرشهری
قرایت مفاهیم محیط و منظر به مراعات و شرح حال فرهنگ حاکم بر جامعه در محیط مورد شناسایی و تدقیق اصول روشن نیاز دارد. در این زمینه پیرس((1978، اصولی را مطرح کرده که بنابر گفته وی، این اصول از نظریه های مهمی هستند که ارکان محیط و منظر فرهنگ شهرها را تشکیل میدهد. در نوشته دیگری ماینیگ(1979) تحت عنوان «نقش محیط و منظرهای معمول» از این اصول چنین نام برده شده است. 
-  در اصل یکم محیط و منظر به مثابه ابزاری برای شناخت فرهنگ به کار گرفته شده و آن ها را دگرگونی های مهم در محیط و منظر شهری می داند. علاوه براین تفاوت های بین منطقه ای نه از لحاظ بوم شناختی بلکه از لحاظ فرهنگی معیار دیگری برای شناخت این تفاوت ها در نظر گرفته شده اند.
- در اصل دوم به برابری مولفه های محیط و منظر با فرهنگ نگاه شده بر این باور است گه کلیه مولفه های محیط و منظر حامل مفاهیمی هستند و اغلب مفهوم را به یک میزان منتقل می کند.
- در اصل سوم آشنایی با زمینه تاریخی از اصول مهم دیگر قلمداد شده است که در زمان خواندن محیط و منظر نبایستی به فراموشی سپرده شود. در این بررسی توجه به این نکته مهم تشخیص داده شده که مولفه های کالبدی را نباید به صورت اشکال مجرد بلکه به صورت تجلی شرایط و تاثیرات ناشی از شرایط با همدیگر خوانده شوند. علاوه بر این اکنون ما، در یک دوره تغییرات شتابان فرهنگی بی سابقه ای هستیم و بنابراین مولفه های محیط و منظر نیز به تأسی از این تغییرات با نرخی بی سابقه در حال تحول هستند.

- در اصل چهارم به بحث درباره عناصر معمولی که از مهمترین عناصر مولفه های محیط و منظر شهری هستند، پرداخته شده، موضوعی که کمتر به چشم می خورد.
-  در اصل پنجم به اصول بوم شناختی که برای تعداد زیادی از معماران ناشناخته است پرداخته شده است و به جای اکولوژی این نظریه پذیرفته شده که انگاره و ایده طرح است که به طرح هستی میدهد و در مراحل طراحی، بیان تلفیق ناپذیری از ساختمان با بوم پیرامون دارد. 
-  در اصل ششم نظارت محیطی نقش یافته است، زیرا هر محیط و منظر تجلی لحظه ای عوامل محیط است. این اصل بر این نکته دلالت دارد که شناخت عوامل بوم شناختی که منطقه ای را بوجود آورده اند، لازمه آگاهی از مفهوم آن، پیش شناخت محیط و منظر است. در این اصل طراحی محیط و منظر در یک برخورد منطقه ای معنی و مفهوم خود را باز می یابند.
- اصل هفتم به ابهام موجود در محیط و منظر پرداخته شده است و با اینکه محیط و منظر دارای معانی بسیاری است ولی بعضاً این معانی به صورت غیرمفهوم متجلی می شوند هر گفته موضوع تدابیر متعددی است و هر یک با گفته های دیگری در ارتباطند.(meinig, 1979: 23)
1-4-1-4-  منظر شهری و احساس امنیت
برآورد نیازهای انسان با حضور موقت )وی در فضا(  مطرح می شود که در آن امنیت، آسایش، ایمنی و خوشایندی از حضور در فضای شهری مد نظر بوده و نیاز به تجهیزات و تاسیساتی دارد که بتواند امکان حضور افراد را فراهم آورد )حبیبی،1382: 21). احساس امنیت در فضا نیز با احساس آرامش و مطلوبیت شهروندان از محیط به دست می آید و حصول آن از طریق منظر شهری بیشتر در برگیرنده ادراك معنایی و مطلوبیت وی از فضا می باشد. لذا منظر شهری به دلیل برخوردار بودن از خاصیت عینی- ذهنی، امکان بررسی و سنجش مستقیم و همچنین مداخله را به برنامه ریزان و طراحان می دهد. محیط در یک فرآیند دو مرحله ای توسط کاربرانش مورد ارزیابی قرار میگیرد. در مرحله اول واکنشی تقریباً آنی نسبت به شکلها و الگوهای محیط در ذهن صورت می گیرد که آنرا مرحله » الهام « می نامند.
در مرحله دوم یا شناختی » ادراك « ، رمزگشایی از اشارات محیطی است که در اشیاء و روابط آنها وجود دارد. بر این اساس انسان اطلاعات دریافتی را در ذهن خود منظم کرده و علاوه بر اجزای محیط، نظم یا رابطه حاکم میان آنان را نیز در ذهن خود به تصویر کشیده و به آن معنا می بخشد. سپس بر پایه معنای شکل گرفته در ذهن وی نسبت به محیط احساس امنیت یا ناامنی پیدا می کند. رعایت تناسبات بصری و انسانی در مقیاس فضا باعث هماهنگی و ایجاد نظم شده و در نهایت با ایجاد آرامش، احساس امنیت در فضا میدهد پس می توان نقش منظر شهری در احساس امنیت را به خوبی درك نمود )پاکزاد، 1385: 54). 


1-4-1-5- ویژگی های محیط فیزیكی در رابطه با احساس امنیت
خصوصیات برخی فضاهای شهری به گونه ای است که زمینۀ ترس بیشتری را فراهم می آورد. عدم وجود نور کافی در خیابان، خوابیدن بی سرپناهان و معتادان در کنار خیابان و نبود پیاده رو در اتوبا نها از آن جمله اند. بر اساس نظریه اسکار نیومن ( 1973 ) فضاهایی که امکان دیدن و دیده شدن در آنها بیشتر باشد و در ضمن امکان کمی برای فرار فراهم آورند پتانسیل کمتری برای فعالیت مجرمان فراهم می آورند. از این رو، برای مثال استدلال می شود که دیوارها و پرچین ها می توانند به عنوان موانع فیزیکی تلقی شوند و حس ناامنی را افزایش دهد در حالیکه وجود نشانهای که حاکی از نظارت مردم بر محله باشد می تواند حس امنیت را افزایش دهد.(Schweitzer, 1997:11) 
در این چارچوب نظری، نظریۀ پنجره شکسته نیز مشهور است. جیمز ویلسون و جورج کلینگ صاحبان این نظریه معتقدند محله هایی که در آن ها نشانه هایی از بی توجهی و خرابی، نظیر تلنبار شدن زباله ها، نمای بیرونی ناموزون ساختمان ها و پنجره های شکسته وجود دارد، به بیان دیگر، امکان دسترسی مجرم مهیاست، حاکی از آن است که ساکنین آن محله احساس آسیب پذیری بیشتری دارند و قصد دارند از حضور، مشارکت و محافظت اجتماع خود کنار بکشند. لازم به ذکر است که این نظریه با عنوان نظریه تمدنی نیز معروف است. در واقع در اینجا بر فحش و ناسزاهای نوشته شده برروی دیوارها، آشغال ها، ساختمان های متروکه و یا تجمع مردمان بی سر پناه در محله ها توجه می شود و چنین عواملی نشانۀ عدم وجود امنیت شمرده می شود )علیخواه و نجیبی،1385: 116).
کمبود امنیت، در معرض خطر بودن و ترس از قربانی شدن در جایی که مردم احساس عدم آسایش میکنند، استفاده از قلمرو فضای عمومی و خلق فضاهای شهری را مورد تهدید قرار می دهد. و قلمرو فضای عمومی تنزل می کند. عدم استفادۀ بعضی فضاها گاهی مربوط به ترس از حضور در آن فضاهاست. کوچه های تاریک، فضاهای خلوت و یا خیلی شلوغی که با آدمهای ناجور پرشده اند، همچنین فضاهایی که اتفاقات خاصی در آن ممکن است رخ دهد از جمله این فضاهاست. پیاده روهای کم عرض و ورودی به مکانهایی که توسط گدایان، ولگردها و جوانان، بسته و یا سد می شوند نیز از جمله این فضاها هستند. به طورکلی زنان بیشتر از مردان از قربانی شدن ترس دارند گر چه فاصله بین مردان و زنان با افزایش سن کم میشود(Carmona, 2003: 238).

1-4-1-6- کیفیت محیط های شهری و حس امنیت
و به طور کل امنیت، ارتباط مستقیمی با فضا و کیفیت محیط شهری دارد. یک فضای شهری مناسب تا حد زیادی تأمین کننده امنیت و فضای نامناسب از بین برنده آن و زمینه ساز انواع آسیب ها و معضلات اجتماعی است. فضاهای نامناسب شهری، فضاهای بی دفاع و محلات ناامن، از عوامل تهدید کنندۀ امنیت شهری و اجتماعی هستند. به همین سبب در میان ساختمان ها و بناها، وسایلی نیاز است تا زندگی شهری را بهبود بخشد و امکانات امنیتی و آرامش را برای شهروندان فراهم آورد. مانند نرده ها، میله های راه بند و روشنایی پایه چراغ، سر پناه ایستگاه اتوبوس، تابلوهای تبلیغاتی، سطل زباله، پل های عابر پیاده، آبخوری، پایه پرچم، ساعت، پل های عرضی روی جوی آب و ... . 
زنان هنگام تردد در سطح شهر، اغلب، احساس ناامنی می کنند. پل های زیرگذر، ترسناك و وحشتناك هستند، پیاده رو ها ناهموارند و در برخی نقاط بسیار باریک، فاصلۀ پل های روی جوی آب در برخی خیابان های شهر بسیار زیاد است و پریدن از روی جویهای عریض تنها برای کفش های ورزشی جوانان مناسب است و نه زنان. پل های هوایی پوشیده شده با آگهی تبلیغاتی، زمینهای فرورفته و گودیها، املاك بدون مالک و متولی، ساختمان های نیمه تمام و رها شده یا متروك، از فضا های بی دفاعی هستند که در گوشه و کنار شهر ها به چشم می خورند و از میزان امنیت و اعتماد مردم به ویژه زنان که به دلیل موقعیت از پیش تعریف شدۀ نابرابر شان بیشتر مستعد احساس ناامنی اند، می کاهد (عصاریان، 1386). یکی از مهمترین عواملی که در افزایش حس امنیت مؤثر است، استفاده از نور و روشنایی می باشد. نور مناسب به مردم کمک می کند که ببینند و دیده شوند. بنابراین نور دو کار انجام میدهد، نخست اینکه به کسی که ناظر یک وضعیت است کمک می کند که واضح تر ببیند. این امر موجب می شود با افزایش قوه احساس تحت مراقبت بودن، ارتکاب جرم کاهش یابد. دوم اینکه مردم را تشویق می کند در محل بمانند زیرا رؤیت پذیری بیشتر مانع جرم می شود. بسیاری از فضاها از جمله بوستانها و پارك های شهری با آغاز تاریکی کارآیی خود را از دست می دهند و در واقع به فضایی بی دفاع در شهر تبدیل می شوند. از دیدگاه کارشناسان شهری، هر چند حجم وسیعی از بوستانها و پارك ها با استفاده از نورهای مهتابی و آفتابی روشن می شوند اما استفاده از قابلیت نور در شهرسازی، استفادهای خلاقانه و تخصصی نبوده و صرفاً به صورت تجربی انجام شده است. این گونه است که با تاریک شدن هوا در عمل استفاده از فضاهای عمومی شهر چون میدان ها، مراکز خرید و بوستانها برای شهروندان با مشکلاتی همراه می شود. بوستان های شهری به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای تفریحی اغلب فاقد نورپردازی تخصصی اند و در نتیجه این فضاها در شب به مکانی برای توسعۀ آسیب های اجتماعی تبدیل می شوند و فضایی امن برای گذران فراغت نیستند. نورپردازی در بوستانها دو کارکرد عمده زیبایی بخشی و تأمین امنیت دارد. با توجه به کارکردهای اجتماعی آنها، اهمیت استفاده کاربردی از قابلیت های نور توأم با استفاده تزئینی، موضوع مهمی است. به گونه ای که شهروندان بتوانند حتی در شرایطی که هوا رو به تاریکی میرود از فضای پاركهای شهر استفاده کنند.

1-5- طراحی شهری و اجزاء و فرآیند آن
شهر یک اثر هنری بزرگ است که آفرینندگانی به وسعت خود و به تعداد جمعیتش دارد. هدف غایی یک شهر ایجاد محیطی خلاق و پرورنده برای مردمی است که در آن زندگی می کنند. چنین محیطی با گوناگونی بسیار، آزادی انتخاب به افراد می دهد و زمینه خلاقیت را فراهم می آورد، فضای شهر حداکثر ارتباط را با مردم و زیست گاه پیرامونشان برقرار می سازد و تنها یک وسیله برای در اختیار گذاردن تمام این‌ها در دست دارد: امکانات مناسب شهری(لاهیجی، 1384:ص22). این روزها نقش مبلمان شهری، در خدمت رسانی به شهروندان هر شهر بر کسی پوشیده نیست اما مسئولین امر و دست اندر کاران امور شهری معتقدند که گذشته از امر خدمت رسانی، حفظ هویت و زیبایی سیمای شهری نیز از اولویتهای بالایی برخوردار است(شجاعی، 1387:ص5 ).
با توجه به این مقدمه می‌توان گفت طراحی شهری هنر نقشه دادن به شهر است در قالبی نیکو و زیبا، که یکی از مصادیق این زیبایی را می‌توان در سیمای شهر جست و جو کرد. البته باید به این نکته توجه شود که زیبایی سیما و ظاهر شهر نمی تواند صرفاً آرایش و طرح شتاب زده ای باشد که در آخرین مرحله به شهر اضافه می گردد، بلکه برنامه ریزی شهری، هنری است که از طریق طراحی عناصر مصنوع شهر در پیوند با عوامل طبیعی محیط به سازمان دادن فضا می پردازد. به این ترتیب می توان گفت که مقوله ی طراحی شهر، فعالیت پیچیده ای است که به واسطه ی مجموعه ای از عوامل متعدد به سازمان بخشی کالبدی عناصر شهری پرداخته به نحوی که موجب ارتقای عملکردی، زیست محیطی و تجربه ی زیباشناختی مکان های شهری گردد. در راستای اقدامات برنامه ریزی شهری هدف های متفاوتی را صاحب نظران و متخصصان شهری مطرح کرده اند که از بعد کیفی آن می توان به مواردی چون خوانایی، سرزندگی، نفوذ پذیری، انطباق پذیری محیط، زیبایی و هویت بخشی به فضا، تداوم و پیوستگی بصری، توجه به کیفیت فضاهای جمعی به منظور ارتقای تعاملات اجتماعی اشاره کرد(وهابزاده، 1385:ص94). جزئیات ظاهری یک مکان، آن گونه که مردم را از گزینه های قابل عرضه به خودشان آگاه کند، کیفیتی است که تناسبات بصری نام دارد(طباطبایی، 1385:صص 68ـ67).
این خود شامل ویژگی های کالبدی سیما و منظر و سرزندگی محیط است و با حضور فعالیت و رفتار اجتماعی، کیفیت اکولوژِک و محیط طبیعی، قرارگاه رفتاری و یا خاطرات جمعی و دیگر زمینه های کیفی از محیط ادراک می‌شود و ابعاد کامل تری نیز به مفهوم هویت مکان اضافه می‌گردد. هویت کالبدی و سیمای شهری در حوزه جدید توسعه می تواند انعکاسی از هویت های غالب منطقه ای باشد مانند خصلت های بومی و اقلیمی، فراوانی مصالح و تکنیک ساخت و مقیاس، تنوع، نظم و ریتم.(ذکاوت، 1385:ص187). ایجاد و یا حفظ هویت شهری یکی از اهداف مهم کیفی است که در طراحی مبلمان شهری در نظر گرفته می شود. آنچه در مورد یک بافت اجتماعی یا معماری و حتی فرهنگ اهالی یک شهر در اذهان مردم به یاد می ماند، اصل مهمی است که باید حفظ گردد و مبلمان شهری این امکان را به خوبی فراهم می آورد. القای حس تعلق به فضای یک شهر یا استان خاص از طریق مبلمان شهری از خصوصیات بارزی است که در بازسازی یا نوسازی شهرها می تواند در نظر گرفته شود. هویت های اخلاقی، فرهنگی، تاریخی، علمی، مذهبی تنها بخشی از عرصه هایی است که می تواند به بازشناسی فضاهای شهری آن از طریق شهری راه گشای مناسبی به نظر می‌رسد. (پورابوطالب، 1385:ص3).  
اگر بخواهیم به معنای لغوی هویت توجه کنیم، تا حدی می توان از معنای لغوی آن چیزهایی را استنباط کرد. فرهنگ معین واژه هویت را چنین تعریف کرده است، آنچه که موجب شناسایی شخص باشد. یعنی آنچه که باعث تمایز یک فرد از دیگری باشد. هویت مشتق از ریشه لاتین است به معنای تشابه و تداوم( موثقی و آیرملو، 1385:ص2).
در برنامه درسي دانشگاه واشنگتن براي طراحي شهري اين تعريف ذكر شده است: "طراحي شهري را ميتوان هم يك محصول و هم يك فرايند دانست. طراحي شهري به عنوان يك محصول، در مقياس هاي متفاوتي قرار مي گيرد، از بخش هايي از محيط همچون سيماي خيابان گرفته تا كليت هاي بزرگتر محدوده ها، شهرها يا مناطق... و به عنوان يك فرايند و عملي آگاهانه؛ طراحي شهري هنر شكل دادن به محيطي است كه در طول زمان به وسيلة فاعلين بسيار متفاوتي ساخته شده است"(مدني پور، 1379:ص155). مدني پور همچنين تعريف طراحي شهري را اين گونه بيان مي كند: "طراحي شهري را مي توان به عنوان يك فعاليت ميان رشته اي كه به شكل دهي و مديريت محيط هاي شهري مي پردازد، تعريف نمود كه در عين حال به فرآيند شكل دهي و نيز فضاهايي كه به شكل گيري آنها كمك مي كند، علاقه مند است" ((Mada



منبع: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


فایل‌های پیوست
.copyna   ketab-mobleman-shahri[www.copyna.com].copyna (اندازه 15.65 MB / تعداد دانلود: 2)
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پاسخ }}}


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  کتاب اصول طراحی اسکان معلولین ایران-جهان شهرزاد دانشخواه 0 159 10-03-2019, 07:59 PM
آخرین ارسال: شهرزاد دانشخواه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان